تور آنتالیا
ویزای تایوان
خدمات VFS
تور کانادا
خرید توتون پیپ
مرکز خرید پیپ در تهران
خرید بک لینک
كسب و كار اينترنتي كسب و كار اينترنتي
درباره من
موضوعات
    موضوعي ثبت نشده است
نويسندگان
برچسب ها
عضویت در خبرنامه
    عضویت لغو عضویت

ورود اعضا
    نام کاربری :
    پسورد :

عضویت در سایت
    نام کاربری :
    پسورد :
    تکرار پسورد:
    ایمیل :
    نام اصلی :

نويسنده :سعيد صادقي
تاريخ: ۵ خرداد ۱۳۹۷ ساعت: ۱۰:۰۲:۱۶

 

چطور از قدرت داستان در تبليغ نويسي صفحه محصول استفاده كنيم

دوست يكي از دوستان من به خاطر نوع كارش زياد مسافرت مي رود.

بگذاريد او را كامي بناميم. كامي به تازگي براي شركت در جلسه مهمي با مشتريانش به كيش رفته بود.

او كه بعد از جلسه چند ساعتي تا پرواز وقت داشت براي استراحت به كافه رفت. كامي در افكار خودش غرق بود كه دختر بلوندي با مانتو مشكلي ماكسي نزديكش شد و پيشنهاد داد تا با هم قهموه اي بنوشند و گپي بزنند.

او با اينكه متعجب شده بود پذيرفت. غريه به سمت پيشخوان رفت و با دو فنجان قهوه بازگشت.

يكي براي خودش و يكي براي او. كامي تشكر كرد و آن را نوشيد. اين آخرين چيزي بود كه او به ياد مي آورد.

اين تقريبا آخرين چيزي بود كه كامي قبل از اينكه گيج و منگ درازكش در وان حمام هتل و غوطه ور در يخ بيدار شود به خاطر مي آورد.

او ديوانه وار نگاهي به اطراف انداحت تا بفهمد كجاست و چگونه سر از آنجا در آورده است. سپس يادداشتي در كنارش پيدا كرد.

 

تكان نخور به ۱۱۰ زنگ بزن.

 

كامي تلفن همراهي را كه روي ميز كوچك كنار وان حمام بود برداشت و به ۱۱۰ زنگ زد و وضعيت خود را توضيح داد.

انگشتش به خاطر يخ بي حس و كرخت شده بود. اما كسي كه ان سوي خط بود به طرز عيجيبي با اين موقعيت آشنايي داشت. او گفت:

آقا از شما مي خواهم كه با دقت و آرام به پشت خود دست بزنيد. آيا لوله اي از قسمت پاييني كمر شما بيرون آماده است ؟

او مضطرب به پشتش دست كشيد.

بله لوله اي از پشتم بيرون زده.

اپراتور گفت: آقا نترسيد يكي از كليه هاي شما از بدنتان خارج شده است. در اين شهر گروهي از دزدان اعضاي بدن فعاليت مي كنند و شما از هدف قرار داداه اند. ماموارن اورژانس در راهند تا رسيدن آن ها زا جايتان تكان نخوريد.

 

تبريك مي گويم تو همين الان يكي از موفق ترين افسانه هاي شهري اين پانزده ساله را خواندي. تصور مي كنم اين داستان حداقل تا هفته ها در ذهنت باقي بماند اما چرا من اين داستان را برايت تعريف كردم؟

چون اگر من مي خواستم جمله اي مانند جمله زير را به تو بگويم هيچ گاه به همين راحتي نمي خريدي و به قدرت آن ايمان نداشتي.

قرص خواب آور برند صفوي مي تواند شما را حتي بعد از يك دقيقه نوشيدن تلخ ترين قهوه به عميق ترين خواب ببرد.

https://eqva.net/product-page-storytelling/

كسب و كار اينترنتي

 

موضوع:
برچسب‌ها: كسب و كار اينترنتي،

نظرات (0)
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
سایت :
آواتار :
پیام :
خصوصی :
کد امنیتی :
[ ]